X
تبلیغات
رایتل
دانــش دوســت مــا
***به وب من خوش آمدید ، نظر فراموش نشه *** 
قالب وبلاگ
پیوندهای روزانه

برای خواندن شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید! 

  

 

همسفر فرشته ها شدم من
زائر مشهد الرضا شدم من

بسکه دلم عطر اجابت گرفت
مثل قنوت ، مثل دعا شدم من

با دستایی که رنگ اعجاز داره
طلا نه بلکه کیمیا شدم من

از آب سقاخونه که چشیدم
مثه لاله عباسی وا شدم من

نمی دونم اینجا زائر حضرت
یا زائر خود خدا شدم من

تا که بگم حرف دل خستمو
با اهل دنیا همصدا شدم من

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم

دلم دخیل پنجره فولاده
کبوتر ایوون گوهر شاده

خراب عشق آسمونیشم من
بهتر بگم دلم رضا آباده

رو ضریح قامت گلدسته هاش
سپیده دم دست نیاز باده

گنبد زردش همة دلایِ
عاشق و زیر پرچمش جا داده

راه حاجت گرفتن از آقامون
اینجا فقط یه قسم جواده

دلم می خواد با اشکای زلالم
بگم مثه یه دوست صمیمی
ساده

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم

زمین که نه ،‌ تو آسمون هفتم ؟
نه نه ، بیا به آسمون هشتم !

توی حرم کنار سقا خونه
تو اون شلوغی که آدم می شه
گم

یا تو رواقی که ضریح آقاست
که پره از تاب و تب و تلاطم

بخواه از آقا دلتو گم کنی
دور ضریح ، تو ازدحام مردم

شاید بشی کبوتری تو صحنش
تا که آقا برات بپاشه گندم

 با زائرای بی قرار قبرش
بگو بگو برای بار چندم

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم

چقدر دلم به اسمش عادت داره
« رضا رضا » چقدر حلاوت داره

خدا گواست پائین پای حضرت
هزار هزار تا دل اقامت داره

با دیدن شکوه صحن و سراش
« و إن یکاد » جای تلاوت داره

برای جارو زدن رواقش
بال فرشته ها سعادت داره

از راه دور کبوتر دل من
دوباره حسرت زیارت داره

هر چی می تونی تو حرم دعا کن
دعا تو این حرم اجابت داره

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم
خورشید برای احترام و پابوسسپیده دم رد میشه از شهر طوس

کنار نور پر فروغ گنبد
مثل یه شمعه یا مثه یه فانوس

غبار چلچراغاش و می گیرند
خادما با پرِ لطیف طاووس

هر که نشد غبار راه حضرت
میشه تموم عمرش آه و افسوس 

پنجره فولادش دارالشفائه
هیچ کسی از اینجا نمیره
مأیوس

صدای نقاره خونش بلنده
خاموشه هر چی کلیسا و ناقوس

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم

چلچراغاش که داره رنگ الماس
پره حرم از عطر و بوی احساس

جوونه می زنه توی نگامون
زلال اشک مثل یه غنچة یاس

من نشدم اونی که تو می خواستی
ولی شما همونی که دلم خواس

دور و بر سقاخونه اش به قرآن
یادم میاد صفای کف العباس

بگیر برات کربلات و امشب
اگه جایی برات بدند همین
جاس

بگو که هر چی هم بگی باز کمه
بگو با اشک چشم و با التماس

امام رضا الهی من فدات شم
فدای تک تک کبوترات شم

[ 1388,11,23 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ مهسا سبزواری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بعضی وقتا سکوت کن ... شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد ... به وب من خوش اومدین ...
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 121488

کد موسیقی برای وبلاگ